ایمیدرو در دوراهی سرنوشتساز؛ جراحی مدیریتی یا دفن تدریجی پروژههای راهبردی؟

صنعت و معدن ایران در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان آن را با تعارف، گزارشسازی یا جابهجاییهای ظاهری مدیریت کرد. شرایط اقتصادی کشور، فشارهای خارجی، محدودیتهای مالی، ناترازی انرژی و تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، اقتضا میکند که ساختار مدیریتی بنگاههای بزرگ معدنی و صنعتی با نگاهی کاملاً جدید مورد بازنگری قرار گیرد.
در این میان مهمترین نهادی که میتواند آغازگر این تحول باشد، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران است که نقش محوری در سیاستگذاری، هدایت پروژههای توسعهای و نظارت بر شرکتهای بزرگ معدنی و صنعتی کشور دارد. امروز بیش از هر زمان دیگری انتظار میرود این سازمان با شجاعت، صراحت و بدون ملاحظهکاری، نسبت به ارزیابی عملکرد مدیران و بازنگری در ساختار مدیریتی زیرمجموعههای خود اقدام کند.
واقعیت آن است که بخشی از مدیران فعلی در شرکتهای معدنی، فولادی، آلومینیومی و هلدینگهای وابسته، حتی در دورههای ثبات نسبی اقتصادی نیز نتوانستهاند کارنامهای قابل دفاع ارائه دهند. تأخیر در اجرای پروژهها، افزایش هزینهها، ضعف در بهرهوری، کندی تصمیمگیری و ناتوانی در توسعه بازارها، نشانههایی روشن از فرسودگی مدیریتی در بخشی از این مجموعههاست.
امروز پرسش اصلی این است که چگونه میتوان از مدیرانی که در شرایط عادی نیز عملکرد مطلوبی نداشتهاند، انتظار داشت در وضعیت پیچیده کنونی کشور، پروژههای خود را به سرانجام برسانند و مسیر توسعه صنعتی ایران را هموار کنند؟
موضوع تنها به مدیریت شرکتهای جاری محدود نمیشود. بسیاری از پروژههای توسعهای که اکنون در دست اجرا هستند یا در مرحله برنامهریزی قرار دارند، باید متناسب با شرایط جدید کشور مورد بازنگری مدیریتی و راهبردی قرار گیرند. پروژههایی در حوزه فولاد، مس، آلومینیوم، عناصر نادر خاکی، زیرساختهای انرژی و اکتشافات معدنی، نیازمند مدیرانی هستند که علاوه بر دانش فنی، قدرت تصمیمگیری سریع، توان مدیریت بحران و جسارت اصلاح ساختارها را داشته باشند.
در شرایط کنونی، تعریف پروژهها و زمانبندی آنها نمیتواند بر مبنای فرضیات سالهای گذشته ادامه یابد. محدودیتهای انرژی، مشکلات تأمین مالی، تغییر در بازارهای صادراتی و تحولات منطقهای، ایجاب میکند که اولویتبندی پروژهها و حتی ترکیب تیمهای مدیریتی آنها بهطور جدی بازنگری شود.
یکی از مشکلات مهمی که در برخی شرکتها و پروژههای زیرمجموعه مشاهده میشود، آن است که مدیران جدید هنوز نتوانستهاند ساختار مدیریتی خود را تثبیت کنند. در بسیاری از موارد این مدیران همچنان با نیروها و تیمهای گذشته در حال مماشات هستند و حتی اختیار یا اراده لازم برای انجام انتصابهای داخلی را بهکار نگرفتهاند. ادامه این وضعیت یک اشتباه جدی مدیریتی است. هیچ مدیری بدون تشکیل تیم هماهنگ، متخصص و همسو با اهداف خود نمیتواند مسئولیت نتایج را بپذیرد. مدیری که ابزار لازم برای انتخاب معاونان، مدیران میانی و مسئولان پروژه را در اختیار ندارد، در عمل امکان اجرای برنامههای خود را نیز نخواهد داشت.
مماشات با ساختارهای پیشین شاید در کوتاهمدت از تنشهای سازمانی بکاهد، اما در بلندمدت موجب کندی تصمیمگیری، تضاد درونسازمانی و تداوم همان ضعفهایی خواهد شد که اساساً دلیل تغییر مدیران بوده است. اگر قرار است مدیری منصوب شود، باید اختیار کامل داشته باشد تا تیم خود را بر اساس شایستگی، تخصص و کارآمدی انتخاب کند.
سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران باید با دقت بررسی کند که کدام مدیران توان پیشبرد پروژههای توسعهای را دارند و کدام افراد صرفاً در حفظ موقعیت اداری خود موفق بودهاند. مسئله امروز کشور کمبود مدیر نیست، مسئله کمبود مدیرانی است که بتوانند در شرایط پیچیده و بحرانی تصمیمهای بزرگ بگیرند و مسئولیت نتایج آن را بپذیرند.
مدیریت بحران تنها یک عنوان یا شعار نیست. مدیریت بحران یعنی تصمیمگیری بهموقع، حذف هزینههای غیرضروری، افزایش بهرهوری، تسریع پروژهها، اصلاح ساختارهای ناکارآمد و ایجاد هماهنگی کامل در بدنه مدیریتی و هر مدیری که فاقد این تواناییهاست نباید در رأس پروژههای راهبردی کشور باقی بماند.
به عنوان یک رسانه تخصصی حوزه معدن و صنایع معدنی، سالهاست روندهای مدیریتی و توسعهای این بخش را رصد میکنیم. بدون اشاره به نام افراد، بهوضوح مشخص است که برخی پروژهها به دلیل ضعف مدیریتی، نبود انسجام سازمانی و تعلل در تصمیمگیری از اهداف تعیینشده فاصله گرفتهاند.
اکنون زمان تصمیمهای جدی فرا رسیده است. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران باید با نگاهی ملی و فراتر از ملاحظات فردی و روابط غیرتخصصی، نسبت به بازنگری در مدیران، پروژهها و ساختارهای اجرایی اقدام کند. مدیرانی که کارنامه قابل دفاع ندارند باید کنار گذاشته شوند و مدیران جدید نیز باید اختیار کامل برای تشکیل تیمهای تخصصی و اجرای برنامههای خود داشته باشند.
صنعت و معدن ایران همچنان ظرفیت عبور از شرایط دشوار کنونی را دارد، اما این عبور با همان الگوهای مدیریتی گذشته ممکن نیست. کشور به یک تصمیم شجاعانه نیاز دارد، تصمیمی برای پایان دادن به مدیریتهای کماثر و آغاز دورهای که در آن تخصص، تجربه، اختیار اجرایی و توان مدیریت بحران، معیار اصلی انتخاب مدیران باشد.
اگر این تصمیم امروز اتخاذ نشود، فردا ممکن است نهتنها برای تغییر مدیران، بلکه برای جبران عقبماندگی پروژههای راهبردی و فرصتهای از دسترفته توسعهای بسیار دیر شده باشد.
محمدرضا ابراهیمی
مدیرمسئول پایگاه خبری «معدن نامه»




