اختصاصیاسلایدر کوچک بالا - یادداشتفولاد

علی محمدی؛ مدیری که سرمایه انسانی را به موتور تولید تبدیل می‌کند

به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، علی محمدی از جمله مدیران صنعت فولاد ایران است که مسیر مدیریتی او تنها با جابه‌جایی از یک شرکت به شرکتی دیگر تعریف نمی‌شود بلکه کارنامه‌اش روایتی از پیوند میان سرمایه انسانی، تولید، توسعه و بازار است. مدیری که از لایه منابع انسانی فولاد خوزستان برخاست، در ارفع و اکسین تجربه‌های عملیاتی و توسعه‌ای خود را تکمیل کرد و اکنون در خیام فولاد نیشابور با پشتوانه شناخت نیروی انسانی و فهم دقیق اقتضائات تولید، می‌تواند فصل تازه‌ای از رشد، انسجام و بهره‌وری را برای این مجموعه بخش خصوصی رقم بزند.

در صنعت فولاد ایران برخی مدیران تنها با عنوان سازمانی خود شناخته می‌شوند و برخی دیگر با مسیری که طی کرده‌اند. علی محمدی در دسته دوم قرار می‌گیرد، مدیری که سابقه او از درون سازمان و از لایه‌ای آغاز شده که شاید در ظاهر کمتر از تولید، فروش یا پروژه دیده شود، اما در واقع یکی از حیاتی‌ترین لایه‌های هر بنگاه صنعتی است: منابع انسانی. همین نقطه آغاز در شناخت شخصیت کاری و مدیریتی او اهمیت ویژه دارد زیرا نشان می‌دهد او پیش از آنکه در جایگاه مدیرعامل شرکت‌های فولادی قرار گیرد، با انسان‌های سازمان، انگیزه‌ها، ظرفیت‌ها، مطالبات، روابط کار و پیچیدگی‌های درون یک بنگاه بزرگ صنعتی مواجه بوده است.

فولاد صنعتی صرفاً متکی بر ماشین‌آلات، کوره، خط نورد، احیا، اسلب و شمش نیست. فولاد صنعتی است که در آن انسان، نظم، تجربه، مهارت، تصمیم مدیریتی و روحیه جمعی، نقشی تعیین‌کننده در استمرار تولید دارد. علی محمدی این بخش از صنعت را از نزدیک لمس کرده است. او در فولاد خوزستان پیش از رسیدن به مدیرعاملی در جایگاه معاون منابع انسانی و امور اجتماعی فعالیت داشت، جایگاهی که او را با واقعیت درونی کارخانه، نیازهای بدنه عملیاتی، نظام انگیزشی کارکنان و ارتباط میان رضایت سازمانی و بهره‌وری تولید آشنا کرد. این تجربه بعدها در سبک مدیریتی او به یک نقطه تمایز تبدیل شد.

نکته طلایی در مدیریت علی محمدی همین‌جاست: او نیروی انسانی و ظرفیت‌های نیروی انسانی را می‌فهمد. برای او نیروی انسانی فقط یک عدد در ساختار سازمانی یا یک ردیف هزینه در صورت‌های مالی نیست بلکه موتور تحقق تولید، ستون پایداری سازمان و ابزار اصلی تبدیل استراتژی به نتیجه است. این نگاه در شرایط امروز صنعت فولاد ایران اهمیت دوچندان دارد، صنعتی که همزمان با ناترازی انرژی، فشار هزینه‌ها، محدودیت نقدینگی، رقابت بازار، ضرورت صادرات و نیاز به بهره‌وری بیشتر مواجه است. در چنین فضایی مدیر موفق کسی نیست که فقط دستور تولید بدهد، بلکه کسی است که بتواند ظرفیت انسانی مجموعه را بشناسد، آن را سازماندهی کند، انگیزه ایجاد کند و از دل همین ظرفیت‌ها، هدف تولیدی و توسعه‌ای خود را محقق سازد.

مسیر مدیریتی محمدی در فولاد خوزستان نخستین آزمون جدی او در سطح کلان بود. فولاد خوزستان یکی از مهم‌ترین شرکت‌های فولادی کشور است و مدیریت در چنین مجموعه‌ای بدون شناخت زنجیره تولید، سهامداری، بازار، نیروی انسانی و الزامات ملی صنعت فولاد ممکن نیست. در دوره حضور محمدی در این شرکت موضوعاتی مانند حفظ تولید، توجه به زنجیره ارزش، بومی‌سازی، نگاه توسعه‌ای و پیوند میان حلقه‌های مختلف صنعت فولاد برجسته شد. یکی از نشانه‌های این نگاه، طرح موضوع انتقال بخش عمده‌ای از مالکیت فولاد اکسین به فولاد خوزستان در راستای تکمیل زنجیره از معدن تا نورد بود، اقدامی که نشان می‌داد نگاه مدیریتی او محدود به تولید روزمره نیست، بلکه به آینده زنجیره فولاد و اتصال حلقه‌های راهبردی آن توجه دارد.

در همین دوره، گزارش‌هایی از رکوردهای تولید و هدف‌گذاری‌های جدی در فولاد خوزستان منتشر شد. اهمیت این موضوع فقط در عدد تولید نیست بلکه در نوع نگاه مدیریتی نهفته است. محمدی در فولاد خوزستان با ادبیات عدد، تولید، هدف‌گذاری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود شناخته شد. این نشان می‌دهد او مدیری نیست که تنها به اداره جاری سازمان بسنده کند، بلکه تلاش دارد مسیر شرکت را در قالب برنامه، هدف، توسعه و انسجام سازمانی تعریف کند.

پس از فولاد خوزستان حضور محمدی در شرکت آهن و فولاد ارفع مرحله دیگری از کارنامه او را شکل داد. ارفع شرکتی است که در حوزه آهن اسفنجی و فولادسازی فعالیت دارد و برای رشد، نیازمند ترکیبی از بهره‌وری تولید، توسعه ظرفیت، فروش، صادرات و حفظ انگیزه نیروی انسانی است. محمدی در ارفع نیز همان الگوی آشنا را دنبال کرد: توجه همزمان به تولید، بازار و سرمایه انسانی. در دوره حضور او، رشد صادرات، افزایش ظرفیت و توجه به طرح‌های توسعه‌ای مورد توجه قرار گرفت. رشد صادرات ارفع در نیمه نخست سال ۱۴۰۰ و مطرح شدن برنامه‌های افزایش ظرفیت واحد احیا، نشان داد که محمدی تولید را تنها در محدوده کارخانه نمی‌بیند، بلکه آن را در نسبت با بازار، فروش و آینده شرکت تحلیل می‌کند.

یکی از جنبه‌های قابل توجه دوره ارفع، نگاه محمدی به کارکنان و سرمایه انسانی بود. گزارش‌ها و واکنش‌های منتشرشده از سوی بدنه کارگری و شورای اسلامی کار نشان می‌داد که او نسبت به خواسته‌های قانونی کارکنان، رفاه، امنیت شغلی و طبقه‌بندی مشاغل بی‌تفاوت نبوده است. این موضوع در تحلیل شخصیت مدیریتی او اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد توجه او به نیروی انسانی صرفاً یک شعار مناسبتی یا جمله تزئینی در سخنرانی‌ها نیست. او از همان نقطه‌ای آمده که می‌داند بی‌توجهی به انسان‌های سازمان، در نهایت خود را در افت بهره‌وری، کاهش انگیزه، افزایش تعارض و ضعف تولید نشان می‌دهد.

در واقع محمدی در ارفع بار دیگر نشان داد که می‌تواند میان دو حوزه‌ای که گاهی در مدیریت صنعتی از هم جدا تصور می‌شوند، پیوند برقرار کند: تولید و انسان. او می‌داند که تولید پایدار بدون نیروی انسانی همراه، باانگیزه و دارای حس تعلق، بیشتر شبیه یک آرزوست تا یک برنامه اجرایی. این نگاه، به‌ویژه در بخش خصوصی و شرکت‌هایی که برای بقا و رشد نیازمند چابکی، بهره‌وری و کاهش اتلاف هستند، یک امتیاز راهبردی محسوب می‌شود.

مرحله مهم دیگر در مسیر مدیریتی علی محمدی، حضور در فولاد اکسین خوزستان بود. اکسین شرکتی معمولی در زنجیره فولاد نیست؛ این شرکت به دلیل تولید ورق‌های عریض، خاص، آلیاژی و محصولات با ارزش افزوده بالا، جایگاهی ویژه در صنعت فولاد کشور دارد. مدیریت در اکسین، نیازمند فهم دقیق بازار محصولات خاص، مدیریت تولید پیچیده، توجه به کیفیت، حفظ آماده‌به‌کاری خطوط و حرکت به سمت ارزش افزوده بالاتر است. محمدی در اکسین با چنین مأموریتی مواجه شد و کارنامه او در این شرکت، یکی از مهم‌ترین بخش‌های رزومه مدیریتی‌اش را تشکیل می‌دهد.

در فولاد اکسین محورهایی مانند افزایش تولید، رشد محصولات با ارزش افزوده، بهبود شاخص‌های مالی و توجه به بازارهای داخلی و خارجی برجسته شد. تولید بیش از ۴۰۰ هزار تن در شش‌ماهه نخست ۱۴۰۲ و ثبت اعداد قابل توجه در حوزه محصولات با ارزش افزوده، نشان‌دهنده تمرکز مدیریت بر استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود شرکت بود. این جمله کلید شناخت سبک مدیریتی اوست: محمدی پیش از آنکه صرفاً از توسعه سخن بگوید، ظرفیت موجود را فعال می‌کند. در صنعت ایران که گاهی توسعه به معنای افتتاح پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای پرزرق‌وبرق فهمیده می‌شود، این نگاه واقع‌بینانه و عملیاتی اهمیت زیادی دارد.

رشد سودآوری افزایش درآمد و طرح تقاضای محصولات اکسین از بازارهای خارجی نیز بخش دیگری از تصویری است که از دوره مدیریت محمدی در اکسین به دست می‌آید. این کارنامه نشان می‌دهد او در سطح مدیر تولید متوقف نمی‌ماند، بلکه به شاخص‌های مالی، بازار، فروش و جایگاه محصول نیز توجه دارد. برای یک شرکت فولادی، این ترکیب حیاتی است؛ زیرا تولید بدون بازار، هزینه می‌سازد و بازار بدون تولید پایدار، اعتبار شرکت را از بین می‌برد. محمدی تلاش کرده میان این دو تعادل ایجاد کند.

از منظر شخصیت کاری، علی محمدی را می‌توان مدیری دانست که میان سه حوزه ارتباط برقرار می‌کند: انسان، تولید و بازار. او از منابع انسانی آمده، در شرکت‌های بزرگ فولادی آزمون شده، در ارفع با توسعه ظرفیت و صادرات مواجه بوده و در اکسین تجربه مدیریت محصول خاص و ارزش افزوده بالا را پشت سر گذاشته است. این مسیر، او را به مدیری ترکیبی تبدیل کرده است؛ مدیری که هم زبان بدنه سازمان را می‌فهمد، هم زبان تولید را، هم زبان سهامدار و بازار را.

این ویژگی برای بخش خصوصی بسیار مهم است. بخش خصوصی در صنعت فولاد، بیش از هر چیز به مدیری نیاز دارد که بتواند شرایط موجود را درست بخواند، منابع محدود را بشناسد، ظرفیت‌های پنهان سازمان را فعال کند و برای مسائل پیچیده، راه‌حل‌های با تدبیر انتخاب کند. در شرکت‌های خصوصی، زمان برای آزمون و خطای طولانی کم است. سهامدار نتیجه می‌خواهد، بازار نظم می‌خواهد، نیروی انسانی امنیت و انگیزه می‌خواهد و تولید، برنامه و تصمیم دقیق می‌خواهد. مدیری که بتواند میان این مطالبات تعادل برقرار کند، همان چیزی است که بخش خصوصی به دنبالش می‌گردد؛ همان مدینه فاضله‌ای که در ادبیات صنعتی بسیار گفته می‌شود، اما در عمل کمتر به‌سادگی پیدا می‌شود.

اکنون انتصاب علی محمدی به مدیرعاملی گروه شرکت‌های خیام فولاد نیشابور، مرحله تازه‌ای در مسیر کاری اوست. خیام فولاد به عنوان یکی از مجموعه‌های صنعتی مهم در شرق کشور، ظرفیت آن را دارد که با مدیریت منسجم‌تر، بهره‌گیری بهتر از نیروی انسانی، ارتقای تولید، توسعه بازار و تقویت برند صنعتی، جایگاه پررنگ‌تری در زنجیره فولاد کشور پیدا کند. حضور محمدی در این مجموعه، از این منظر اهمیت دارد که او با تجربه‌ای چندلایه وارد خیام شده است؛ تجربه‌ای که از فولاد خوزستان تا ارفع و اکسین، هم مقیاس بزرگ را دیده، هم ضرورت بهره‌وری را، هم اهمیت بازار را و هم نقش تعیین‌کننده نیروی انسانی را.

پیش‌بینی درباره دوره جدید محمدی در خیام فولاد را می‌توان در چند محور اصلی خلاصه کرد. نخست، انتظار می‌رود او در آغاز مسیر، تمرکز ویژه‌ای بر نظم تولید، آماده‌به‌کاری خطوط، کاهش توقفات، شناخت ظرفیت‌های واقعی و فعال‌سازی توان درونی مجموعه داشته باشد. این همان رویکردی است که در اکسین نیز دیده شد؛ یعنی حرکت از ظرفیت موجود به سمت تولید بیشتر و ارزش افزوده بالاتر. دوم، خیام فولاد در دوره مدیریت او می‌تواند از نظر برند صنعتی و روایت رسانه‌ای، موقعیت روشن‌تری پیدا کند. محمدی مدیری است که می‌داند عملکرد صنعتی زمانی اثرگذارتر می‌شود که درست روایت شود و به زبان سهامدار، بازار، نیروی انسانی و افکار عمومی ترجمه شود.

سومین محور، توجه به سرمایه انسانی است. خیام فولاد برای رشد پایدار، تنها به تجهیزات و سرمایه فیزیکی نیاز ندارد؛ به نیروی انسانی باانگیزه، منظم، آموزش‌دیده و همراه نیاز دارد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که سابقه محمدی می‌تواند برای خیام مزیت بسازد. او ظرفیت نیروی انسانی را می‌فهمد و با اندیشه مدیریتی و استراتژی اجرایی خود می‌تواند از بدنه سازمان، به‌ویژه در بخش تولید، همان نتیجه‌ای را بگیرد که یک بنگاه صنعتی برای رشد به آن نیاز دارد. این توانایی، نه با شعار، بلکه با شناخت، تدبیر، ارتباط سازمانی، اعتمادسازی و هدف‌گذاری محقق می‌شود.

چهارمین محور، تحلیل شرایط موجود و انتخاب راه‌حل‌های متناسب است. صنعت فولاد ایران امروز با شرایط پیچیده‌ای روبه‌روست؛ ناترازی انرژی، محدودیت نقدینگی، فشار هزینه‌ها، رقابت در بازار، ضرورت ارتقای کیفیت و نیاز به حفظ سهم فروش. در چنین شرایطی، مدیریت موفق نیازمند تصمیم‌های هیجانی نیست، بلکه نیازمند تحلیل دقیق، اولویت‌بندی، استفاده از ظرفیت‌های موجود و حرکت مرحله‌ای است. کارنامه محمدی نشان می‌دهد او مدیری است که می‌تواند در دل محدودیت‌ها، مسیر حرکت را پیدا کند و با اتکا به ظرفیت سازمان، راه‌حل‌های اجرایی انتخاب کند.

در نهایت، علی محمدی را باید مدیری دانست که کارنامه‌اش بر سه ستون اصلی استوار است: شناخت سرمایه انسانی، توان عملیاتی در تولید و نگاه توسعه‌ای به بازار و زنجیره فولاد. او در فولاد خوزستان با مقیاس بزرگ و اهمیت زنجیره ارزش آشنا شد، در ارفع تجربه تمرکز بر صادرات، ظرفیت و نیروی انسانی را پشت سر گذاشت و در اکسین با محصول خاص، ارزش افزوده، سودآوری و بازارهای تخصصی مواجه شد. اکنون خیام فولاد می‌تواند محل تجمیع و به‌کارگیری این تجربه‌ها باشد.

پیام انتصاب علی محمدی در خیام فولاد را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: خیام فولاد مدیری را در رأس خود می‌بیند که نیروی انسانی را می‌فهمد، تولید را می‌شناسد، بازار را جدی می‌گیرد و می‌تواند از دل ظرفیت‌های موجود، مسیر رشد تازه‌ای برای یک بنگاه بخش خصوصی طراحی کند. این ترکیب، همان چیزی است که امروز صنعت فولاد و به‌ویژه بخش خصوصی به آن نیاز دارد؛ ترکیبی از تدبیر، تجربه، فهم انسان، شناخت تولید و جسارت توسعه.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا